بیوگرافی انزو فراری

حرفه‌ی رانندگی و مدیریت تیم

وقتی انزو از جنگ بازگشت، خانواده‌اش از هم فرو پاشیده و حرفه‌ی پدری‌اش نابود شده بود. او درصدد برآمد تا شغلی در کارخانه‌های خودروسازی پیدا کند و به همین منظور به شهر تورین رفت؛ اما تلاش‌هایش برای استخدام در شرکت فیات به نتیجه‌ای نرسید و برای مدتی در یک شرکت کوچک خودرو، به‌عنوان راننده مشغول به کار شد.

انزو در سال ۱۹۱۹، در پی یک فرصت شغلی در C.M.N به میلان رفت و ابتدا به‌عنوان یک راننده‌ی آزمایشی و پس از مدتی به‌عنوان راننده‌ی مسابقات در این شرکت استخدام شد. در همین سال او توانست برای اولین بار در مسابقات اتومبیلرانی شرکت کند و در رقابت‌های Parma-Poggio di Berceto، مقام چهارم را به دست بیاورد. ۲۳ نوامبر همان سال، او در مسابقات تارگو فلوریو شرکت کرد؛ اما باک ماشین آتش گرفت و او مجبور شد از رقابت خارج شود.

دهه‌ی ۲۰ میلادی: از راننده تا کارآفرین

انزو فراری پس از یک سال C.M.N را ترک کرد تا به آلفارومئو بپیوندد. آلفا رومئو با سرپرستی جورجیو ریمینی، خودروها را تغییر می‌داد و با این اتومبیل‌های اصلاح‌شده، در مسابقات شرکت می‌کرد. انزو در یک سال اول حضور خود در آلفا رومئو، وظیفه داشت اتومبیل‌های اصلاح‌شده را در مسابقات محلی مورد آزمایش قرار دهد. این مسابقات برای او به‌عنوان یک راننده‌ی نسبتاً تازه‌کار، نتایج قابل قبولی در پی داشت. او با کسب مقام دوم در رقابت‌های تارگا فلوریو (با یک تیپوی ۶ لیتری ۴ سیلندر)، توانست اعتماد سرپرستان خود را جلب کند؛ اعتمادی که به تداوم بیست سال فعالیت انزو در آلفا رومئو منجر شد. در این مدت انزو از انجام هیچ کاری برای شرکت خود امتناع نکرد؛ از رانندگی در مسابقات و آزمایش انواع خودروهای اصلاح‌شده تا خدمت در بخش فروش و تلاش در متقاعد کردن مشتریان. همین تلاش او را به مقام ریاست بخش مسابقات Alfa Corse رساند؛ سمتی که تا سپتامبر ۱۹۳۹ به عهده داشت.

 
 
 

تصادف سهمگین

سال ۱۹۲۱، درست زمانی که انزو حس می‌کرد با کسب مقام‌های پنجم «تارگا فلوریو» و دوم «موجلو» روی دور موفقیت و خوش‌شانسی است، حادثه سختی برای او رخ داد. در ماه سپتامبر و در آستانه‌ی جشن‌های گرند پری ایتالیا در شهر برشا، او در مسیر مسابقه با گاوهایی مواجه شد که مسیر را مسدود کرده بودند. انزو برای اجتناب از برخورد با آن‌ها، به‌ناچار از جاده خارج شد و یکی از بزرگ‌ترین حوادث رانندگی خود را تجربه کرد.   

دو سال بعد، انزو دوباره خود را پیدا کرده بود. او پس از کسب مقام اول در مسابقات ساویو با کنت باراکا، پدر فرانچسکو باراکا، خلبان جنگ جهانی اول ملاقات کرد. کنت باراکا که شیفته‌ی جسارت فراری جوان شده بود، برای تقدیر از انزو یک عکس امضاشده‌ی پسرش را به همراه قطعه‌ای از هواپیمای او که یک نشان «Prancing Horse» بود به او اهدا کرد و از او خواست که این نشان را به‌عنوان طلسم پیروزی، در اتومبیل‌های خود قرار دهد. این نماد، اسبی مغرور بود که روی دوپای خود برخاسته و بعدها به نشان قدرت و اعتبار برند فراری تبدیل شد. کمی بعد، دولت ایتالیا هم اولین لقب رسمی افتخاری (نشان شوالیه) را به پاس دستاوردها و موفقیت‌های وزرشی، به او اعطا کرد. ازدواج انزو فراری با لورا دومینیکا گارلو، شادی او را در این سال تکمیل کرد.

فراری در اوج

انزو فراری پس از ترک آلفا رومئو، کارخانه‌ی Auto Avio Costruzioni را در مودنا تأسیس کرد. او در حال ساخت اتومبیل‌های مسابقه‌ای خود بود که جنگ جهانی دوم شروع شد و دولت کار آن‌ها را متوقف کرد. پیش‌ازاین، آن‌ها دو نسخه از کار خود را - که انزو آن‌ها را ۸۱۵ نامیده بود (۸ سیلندر، ۱۵۰۰ سی‌سی) - ساخته بودند که درخشش زیادی نداشتند. انزو کارخانه‌ی خود را به مارانلو منتقل کرد؛ جایی که بعدها به بخشی از کارخانه‌ی فراری تبدیل شد. او برای مدتی به تولید قطعات هواپیما پرداخت و مدتی هم به ساخت ماشین‌هایی که از نمونه‌های آلمانی کپی‌برداری شده بودند، مشغول شد. کارخانه‌ی آن‌ها در اواخر سال ۱۹۴۴ و اوایل سال ۱۹۴۵، دو بار هدف بمباران قرار گرفت؛ اما آن‌ها توانستند به‌سرعت آن را بازسازی کنند.

در سال ۱۹۴۶، انزو فراری برای کسب سود بیشتر، خط تولید خودروهای اسپرت غیر مسابقه‌ای خود را راه‌اندازی کرد. او سعی داشت با طراحی زیبای خود، مشتریان ثروتمند و مشکل‌پسند را راضی نگه دارد. در ادامه‌ی این روند، او سال‌های بعد استودیوهای طراحی نظیر Bertone ،Scaglietti ،Vignale ،Tovring را به همکاری دعوت کرد.

 

انزو فراری در پایان جنگ از اتومبیل مسابقه‌ای خود رونمایی کرد و در مارس ۱۹۴۷، نخستین اتومبیل رسمی فراری (125 S) را برای رانندگی آزمایشی به جاده برد. او در همین سال، اولین پیروزی خود را در مسابقات بزرگ رم به دست آورد و به شهرتی جهانی رسید. دو سال بعد برای او با پیروزی‌های متوالی همراه بود: میلی میا در سال ۱۹۴۸ و لمانز در سال ۱۹۴۹.

فراری از سال ۱۹۵۰ برای موفقیت در مسابقات فرمول ۱ تلاش کرد؛ اما پیروزی‌های بزرگ در سال‌های ۱۹۵۲ و ۱۹۵۳ منتظر او بودند: سرانجام راننده‌ی او، آلبرتو اسکری،  توانست قهرمان مسابقات جهانی شود.

انزو فراری که به هدف خود رسیده بود، تلاش خود را بر پروژه‌ی جدیدی متمرکز کرد: ساخت و تولید ماشین‌هایی که مخصوص رقابت در جاده‌ها باشند.

سال‌های پایانی

در اواخر دهه‌ی ۶۰، به دلیل مشکلات مالی و برخی مشکلات مسابقه‌ای و همچنین نیاز به ایمنی بیشتر، توجه به هوای پاک و توسعه‌ی خودروهای جاده‌ای، انزو فراری درصدد برآمد شریکی برای خود بیابد. در سال ۱۹۶۹ انزو ۵۰ درصد از سهام کارخانه‌ی خود را به فیات فروخت و تا سال ۱۹۸۸، سهام فیات به ۹۰ درصد افزایش‌ یافته بود.

در سال ۱۹۷۱ و در پی توافق با فیات، انزو فراری از ریاست شرکت کناره‌گیری کرد و در مقام مدیر اجرایی بخش اتومبیل‌های جاده‌ای به کار خود ادامه داد. سه سال بعدفراری، لوکا کوردرو دی مونتزمولو را به سمت بخش مسابقه‌ای فرمول ۱ منصوب کرد. مونتزمولو در سال ۱۹۹۲ مدیرعامل شرکت فراری شد و تا سال ۲۰۱۴ در این مقام باقی ماند.

 

 

نقل‌قول‌های مشهور

  • اگررؤیایی در سر دارید، حتماً می‌توانید راه خود را به سمت آن باز کنید.
  • مسابقه، شیطانی است که قربانی‌هایش را بدون هیچ تردیدی انتخاب می‌کند.
  • مردم هرگز به خاطر نمی‌آورند چه کسی در جایگاه دوم ایستاده بود و من هم نمی‌خواهم دوم باشم.
  • مسابقات اتومبیلرانی نه زشت هستند و نه زیبا. آن‌ها فقط زمانی جلوه پیدا می‌کنند که شما برنده شوید.
  • آنچه پشت سر گذاشته‌اید، گذشته است و دیگر هیچ اهمیتی ندارد.
  • من ماشین نمی‌فروشم. من موتورهایی را که ساخته‌ام می‌فروشم. ماشین‌ها، پوشش رایگانی است که همراه موتورها عرضه می‌کنم.
  • جیپ تنها ماشین اسپرت واقعی آمریکا است.
  • هیچ پیروزی و هیچ افتخاری ارزش یک اینچ از پوست آدمی را ندارد.
  • عصر رانندگان مسابقه‌ی جنتلمن، به پایان رسیده است.